محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2045
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گفتند : « اى خليفه پيمبر خدا » عمر گفت : « وقتى خليفهء ديگر بيايد اين كار دراز شود كه گوينده اى خليفهء خليفهء خليفهء پيمبر خداى ، شما مؤمنانيد و من امير شمايم » پس او را امير مؤمنان نام كردند . احمد بن عبد الصمد گويد : از ام عمرو پرسيدم كه چند سال دارى ؟ گفت : « يكصد و سى و سه سال » جابر گويد : يكى به عمر بن خطاب گفت : « اى خليفهء خدا » گفت : « خدا خلافت تو كند . » گفت : « خدا مرا فداى تو كند » گفت : « در اين صورت خدايت زبون مىكند » تاريخ نهادن عمر ابو جعفر گويد : عمر نخستين كس بود كه تاريخ نهاد و تاريخ نوشت و اين ، چنان كه در روايت محمد بن عمر آمده به سال شانزدهم هجرت و ماه ربيع الاول بود از پيش سبب نوشتن تاريخ را كه چگونه بود ياد كردهايم . عمر نخستين كس بود كه نامه ها را تاريخ نهاد و با گل مهر زد و نخستين كس بود كه بيت المال داشت و نخستين كس بود كه به شب كار عسس كرد و نخستين كس بود كه به سبب هجا عقوبت كرد و نخستين كس بود كه فروش كنيزان فرزند آورده را منع كرد و نخستين كس بود كه در نماز ميت چهار تكبير مقرر داشت كه پيش از آن چهار و پنج و شش تكبير مىگفتند و نخستين كس بود كه كسان را تازيانه زد و هم او نخستين كس بود كه در ماه رمضان نماز شب را به جماعت كرد و به ولايات نوشت و دستور داد كه چنين كنند و اين چنان كه در روايت محمد بن عمر آمده بسال چهاردهم بود ،